X
تبلیغات
اشارات مبهم - مشکلات فرهنگی ما ناشی از چیست ؟

اشارات مبهم

واژه واره های استاد سودازده !


متن زیر نیاز به تصحیح دارد در کادرها مطالبی جهت کامل تر شدن بحث ارائه می شود و تصحیح مطالب مطرح شده نیز به مرور زمان در متن اعمال خواهد شد .

یکی از معضلات بزرگ جامعه ی کنونی ما مشکلات بزرگ فرهنگی مثل رواج فساد ، خشونت ، دین گریزی و دین ستیزی توسط عده ای از افراد است .

باید واقع بینانه گفت که این مشکلات به یکی و دو و تعدادی معدود محدود نمی شوند بلکه آمارش از دست همه در رفته و بنده در مقامی نیستم که همه ی آن ها را بر شمارم ، به نظر هم نمی آید شمارش این معضلات مشکلی را حل کند ولی شاید اگر این ناهمگونی های فرهنگی را ریشه یابی کنیم به نتایج قابل قبولی که می توانند در جهت رفع ناهمواری های فرهنگی به ما کمک کنند برسیم .

 باید توجه داشت که مشکلات فرهنگی یک جامعه تک عاملی و تک علتی نیستند به همین جهت یافتن علت و عومل مختلف برای یک محقق واجب است ، حرف عوامانه ای است که بگوئیم اقتصاد ویران ، فساد آور است یا بگوئیم محصولات مبتذل دشمنان یک ملت عامل انحطاط یک جامعه هستند ، بله می شود تعیین کرد که کدام یک از عمل ها تاثیر کذار ترند ، ولی نمی شود فقط با تاکید بر یک علت همه ی مفاسد را توجیه کرد ، شاید تکیه بر یک عامل خاص به عنوان عامل انحطاط فرهنگی ، تنها کار سیاستمدارانی است که در پی جذب رای اند یا کار کسانی است که با دیدن کوچکترین کمبودی آن فقدان را دلیلی بر ارتکاب اعمال ناشایست خود می دانند .

 در طول تاریخ جامعه ی ایرانی در مقابل جوامع دیگری قرار داشته است و   حتی چندین بار توسط اقوام مهاجم مورد تجاوز قرار گرفته است اما به عقیده  ی اکثر تاریخ نگاران مردم ایران فرهنگ اجنبی را در فرهنگ خود هضم نموده   اند و بلکه بیگانگان را هم به سوی فرهنگ ناب ایرانی کشانده اند و به نظر   می رسد که این عقیده کاملاً صحیح باشد لیکن این نظریه به تاریخ برمی   گردد و از دیدگاه بنده وضعیت کنونی جهان به گونه ای است که کشور ابر   قدرت توانایی بی نظیری در فرهنگ سازی جوامع در حال توسعه و عقب   افتاده دارد و از نمونه های بارز این اعمال نفوذ های فرهنگی کشور ایالات   متحده است که سالانه با تولید حجم عظیمی محصولات فرهنگی همچون   فیلم های بسیار جذاب که با هزینه هایی گزاف ساخته می شوند و بعضاً   دارای تاثیرات بسیار عمیق روانی هستند با سرنیزه ی فرهنگی به جان ملت   ها افتاده است . حال بر ماست که با دقت بنگریم و تبعات این محصولات   فرهنگی که در واقع محصولات دنیای لیبرالیسم است را خوب بشناسیم تا در  دام دانه پاش های جهانی اسیر نشویم .

متاسفانه در ایران عهد قاجار و پهلوی اکثر مردم چنین می پنداشتند که ذات ایرانی ها بی مصرف و عقب افتاده هستند ، اما با فرا رسیدن دوران با شکوه انقلاب اسلامی اکنون بر همه واضح است که پادشاهان ایران بی مصرف و ذاتاً بی عرضه بوده اند نه مردم .

به هر حال این مساله واضح است که ما اگر می خواهیم فرهنگ جامعه ی خود را ارتقا دهیم و به نقطه ی مطلوب برسانیم باید خود آستین همت را بالا بزنیم ، از دست نیروی انتظامی و گشت های ارشاد و ... کاری ساخته نیست ، باید خودمان خودمان را بسازیم . و حتی پس از خودسازی اجتماعی ما هم می توانیم به آرمان های خود در دهکده ی جهانی جامه ی عمل بپوشانیم و با تولیدهای قوی رسانه ای و نوشتن کتاب های تاثیر گذار نبض حیات بشری را به دست گیریم و در کنار مولیمان حجت ابن الحسن پرچم " لا اله الا الله " و "محمد رسول الله " و ولایت حضرت امیر المومنین و ائمه ی معصومین را در جهان برافرازیم . باور کنید این نوشته ها شعار نیست اگر از جامعه و اصلاح آن نا امید هستید به شما پیشنهاد می کنم که خود را برای مدتی از صفات رذیله خالی سازید و ببینید که حضور شما در جامعه چه تاثیرات مثبتی بر دوستان و اطرافیانتان دارد ، مگر نه این است که شما هم جزئی از جامعه هستید ؟


وبلاگ اشارات مبهم - سودازده